تبلیغات
کسب و کار الکترونیکی

آموزش کسب و کار الکترونیکی، کسب و کار الکترونیکی، مدیریت کسب و کار الکترونیکی، تبلیغات آنلاین، انجام سفارش در کسب و کار الکترونیکی، بهینه سازی سایت، بازاریابی ویروسی، مدیریت ارتباط با مشتری، فروش و بازاریابی، بازاریابی اینترنتی، مشاوره کسب و کار الکترونیکی - مهدی شهبازی
پونیشا :: نیروی کار مجازی


یک علت اصلی و اساسی آن ((توجه کنید گفتم یک علت از چند علت بیکاری)) نحوه غلط تربیت پدر و مادرهای ایرانی است، متاسفانه در تربیت نسل جدید اشتباهات بسیار بزرگی شده!!!!! 


چرا جوانهای ایرانی بیکار هستند و نمی توانند با خیال راحت ازدواج کنند



میگن اشتباهات بزرگ :
میگم؛بله، وقتی که پسر ایرانی با 24 سال سن تو خونه می خوره و می خوابه و حتی یک نون هم نمی خره و یا دختر ایرانی به بهانه درس خواندن در یک دانشگاه پولی حاضر و بلد نیست یک قورمه سبزی درست کنه وتمام این کم و کاستی ها نتیجه تربیت غلط پدر و مادر ایرانی است، پدر و مادرهایی که گفتند تو فقط درست را بخوان به هیچی کار نداشته باش



آخرش میشه همین، فرزندان متوهمی که فکر می کنند بازار کار باید آماده پذیرایی ایشان باشند و به ایشان یک میز ریاست بدهند چون یک برگ مدرک از یک دانشگاه پولی دارند


وقتی که نگاه می کنم می بینم تربیت پدران و پدر بزرگ های ما فوق العاده بود از سن 6 سالگی به دختر و پسر درس زندگی می دادند، درس مسولیت پذیری و از ده سالگی به پسرها درس کاسبی ((دم دکان کاسب محل شاگردی می فرستادن)) یکی از دوستان من که در آلمان زندگی می کنه می گفت ؛علی بچه های اینجا به سبک پدر بزرگ های ما تربیت می شوند 



و حتی در سن 18 سالگی وظیفه دارند کلیه خرج های خود را پرداخت کنند و همزمان با درس خواندن کار بکنند و


پدر و مادر گرامی و جوان عزیز یادتان باشد هر وقت انگشت اتهام را به سمت کسی گرفتید بدانید 3 تای انگشتان شما به سمت خود شما است 


در ضمن بدانید ساده ترین کار دنیا غر غر کردن است و سخت ترین کار پذیرش حقیقت است 



باتشکر علی اکبری نویسنده مجموعه کتاب های راز جذب پول در ایران 



طبقه بندی: سازماندهی،  موفقیت،  مشاوره،  آموزش کسب و کار الکترونیکی،  کسب و کار الکترونیکی،  منابع انسانی،  ایمان حیدری،  مهدی شهبازی، 
برچسب ها: چرا جوانهای ایرانی بیکار هستند، بیکاری، ازدواج، چرا جوانهای ایرانی بیکار هستند و نمی توانند با خیال راحت ازدواج کنند،  

تاریخ : دوشنبه 16 شهریور 1394 | 12:28 ب.ظ | نویسنده : ایمان حیدری | نظرات

نام تجاری که به کسب و کاری صدمه جبران ناپذیری زد


نام تجاری که به کسب و کاری صدمه جبران ناپذیری زد


در چند سال پیش شرکت نوشیدنی زمزم ایران با صادرات این محصول فصل تازه ای برای خود باز کرد که از لحاظ اقتصادی برای شرکتش می تونست خیلی مفید باشد و کشور ترکیه یکی از آن مقصد های پرسود بود چرا که کشوری با جمعیت 70 میلیونی است و سالانه میلیون ها توریست را پذیرای خود است و بازار مصرف خوبی بوده است .......

بعد از صادرات آن محصول بلافاصله به کشورمان برگردانه می شود چرا؟کیفیتش کم بوده؟قابل خوردن نبوده؟بسته بندی خوب نبوده؟ .....

نه . دلیل اصلی آن آرم شرکت زمزم با لوگوتایپ زمزم بوده چرا که در کشورهای دیگر فکر می کردند pipi است و معنی خوبی این کلمه انگلیسی نداره و نجاست در خود دارد و کسی تو دنیا قصد نداره نجاست را بخورد.به این سادگی برگشت و سودهای کلانی که می توانست برای شرکت به ارمغان بیاورد به باد دارد.
آرم زمزم کاری از قبادی شیوا است.
پس آرم شرکتمان را دست کم نگیریم 

نوشته : هادی علی اکبرلو



طبقه بندی: آموزش کسب و کار الکترونیکی،  کسب و کار الکترونیکی،  R&D،  برندینگ،  مهدی شهبازی، 
برچسب ها: نام تجاری که به کسب و کاری صدمه جبران ناپذیری زد، نام تجاری، نام تجاری نامناسب، نام تجاری مناسب،  

تاریخ : شنبه 14 شهریور 1394 | 10:16 ب.ظ | نویسنده : مهدی شهبازی | نظرات
بریم سراغ جوان مرگ ها


مرگ زود به هنگام کسب و کار ها



به صورت کلی کسب و کارهایی که با علم و تکنولوژی رابطه مستقیم دارند خیلی راحت می توانند جوان مرگ شوند! 


مثال اول :دوربین های دیجیتال هستند که در حال پخش و نشر در وسعت بالا بودند ولی با آمدن تلفن همراه با دوربین های قوی کم کم دارند از دور خارج میشوند و جالب آنکه بدانید تولید دوربین های دیجیتال به شدت پایین آمده و هر روز هم داره کمتر میشه.... 


مثال دیگر : همین گوشی های خودمان هستند که الان خیلی هاشون قابلیت استفاده از 4g را ندارند و وای به حال تولید کنندگانی که خودشان را به روز نکرده اند(( مثال ملموس نوکیا در نسل قبل بود)) 


مثال دیگر ؛شرکت های خدمات اینترنتی هستند که در حال حاضر در حال فروش مودم و اشتراک اینترنت هستند و اصلا به 4G و.... توجه نمی کنند و کم کم دیگر کسی نیست که میره مهمانی بپرسه رمز وای فای شما چیه و همه جا اینترنت پر سرعت موجود است و هر روز هم ارزانتر می شود 



یک نکته کاربردی برای اینکه بدانیم مرحوم مغفور می شویم یا جوان مرگ این است که همیشه از خودتان این سوال را بپرسید ؛
عمر کالا یا خدمات من چقدر است ((بدون تعصب))؟! 




باتشکر علی اکبری نویسنده مجموعه کتاب های راز جذب پول در ایران 




طبقه بندی: آموزش کسب و کار الکترونیکی،  کسب و کار الکترونیکی،  مدیریت و رهبری،  مهدی شهبازی، 
برچسب ها: مرگ زود به هنگام کسب و کار ها، مرگ کسب و کار ها، جوان مرگ شدن کسب و کار،  

تاریخ : جمعه 13 شهریور 1394 | 09:28 ب.ظ | نویسنده : مهدی شهبازی | نظرات
نمونه ای از کاربرد هوش هیجانی در حل بحران


نمونه ای از هوش هیجانی



سه پسر 12 ساله برای شرکت در کلاس ورزش به سوی زمین فوتبال می روند. دو پسر درشت اندام در حال مسخره کردن یکی از آن سه نفر که کمی چاقتر است، پشت سر او راه می روند.
یکی از پسرها با صدایی تمسخر آمیز و تحقیر آمیز رو به پسر چاق می گوید: "پس تو هم می خواهی فوتبال بازی کنی؟"


با توجه به روحیه بچه ها در این سن و سال، معمولا در چنین لحظه ای براحتی کار به دعوا و نزاع می کشد.
پسر چاق یک لحظه چشمها را می بندد و گویی خود را برای رویارویی آماده می کند، نفس عمیقی می کشد و به طرف دو پسر پشت سرش برمیگردد و با صدایی آرام و جدی می گوید: "بله می خواهم بازی کنم، ولی چندان پیشرفتی ندارم."
بعد از مکثی کوتاه ادامه می دهد: "اما توی هنر عالی هستم، هر چه بخواهی می توانم براحتی طراحی کنم . . ."


و بعد خطاب به همان پسر می گوید: "ولی تو واقعا خوب فوتبال بازی می کنی! من هم دوست دارم یک روز مثل تو بازی کنم. شاید اگر به تلاشم ادامه دهم، بازی ام کمی بهتر شود."
در این هنگام، پسر دوم که تمسخر خود را بی جواب می بیند، با لحنی دوستانه می گوید: "راستش، چندان هم بد بازی نمی کنی. شاید بتوانم کمکت کنم تا بازی ات بهتر شود."


این گفتگو نمایشی ماهرانه از هوش اجتماعی را نشان می دهد. برخوردی که می توانست براحتی به نزاع ختم شود، اکنون به یک دوستی بدل شد! پسر چاق نه با روش هیجانی مخصوص بچه های خردسال، بلکه با روشی حساب شده و مدبرانه در کشمکش پنهان مغزها توانست از پس موقعیت بحرانی برآید.
وی با حفظ آرامش در برابر وسوسه طرف مقابل برای کشاندن او به سوی خشم مقاومت کرد و در عوض توانست حالت هیجانی او را به سمت روحیه آرام و دوستانه جلب کند. تغییر شرایط مشترک روحی دو پسر از حالت خصمانه به دوستانه نمودی عالی از نرمش عصبی و هوش فوق العاده در روابط اجتماعی است.


"هوش اجتماعی"، دانیل گلمن، ترجمه حمیدرضا بلوچ




طبقه بندی: هوش هیجانی،  آموزش کسب و کار الکترونیکی،  کسب و کار الکترونیکی،  ّبازاریابی و فروش،  منابع انسانی،  مهدی شهبازی، 
برچسب ها: هوش هیجانی، نمونه ای از کاربرد هوش هیجانی در حل بحران، مدیریت، منابع انسانی،  

تاریخ : چهارشنبه 11 شهریور 1394 | 10:44 ب.ظ | نویسنده : مهدی شهبازی | نظرات

آیا می دانید هدف چیست ؟

هدف، موتور حرکت به سوی آینده و خلق فردای بهتر و روشن تر انسان در دنیای امروز است. این هدف ها نیستند که مسیر و آینده را روشن می-سازند. در حرکت، هدف ها همچون نورافکنی مسیر را روشن کرده و به آن معنا می بخشند. موفقیّت تحصیلی نیز در گرو خلق هدف هاست.
به این سؤال ها پاسخ دهید:
· موفقیّت از نظر شما چیست؟
· چه چیزی باعث موفقیت شما می شود؟
· آیا می دانید چه آینده ای در انتظار شماست؟
· آیا اهداف خود را از قبل طراحی کرده اید؟
· آیا می دانید تا چه مدارج علمی می خواهید تحصیل کنید؟
· آیا می دانید کدام رشته ی تحصیلی یا دانشگاهی را انتخاب خواهید کرد؟
· آیا می دانید در آینده چه شغلی خواهید داشت؟
اگر پاسخ شما به این سؤال ها مثبت باشد که با یاری خدای رحمان حتماً موفق و سعادتمند خواهید شد و اگر منفی باشد بایستی از ابتدا بتوانید اهداف و برنامه های زندگی خود را روشن کنید تا بعد به دنیایی از موفقیّت دست یافته و در زندگی خود یک شاهکار بسازید.
داشتن هدف و برنامه در زندگی، به انسان پویایی، انگیزه و نشاط می دهد و برای حرکت انسان انرژی می آفریند.

هدف چیست؟
هدف به معنای موضوع یا جایگاهی است که برای رسیدن به آن فکر می کنیم و اعمالی را انجام می دهیم.
هدف آن چیزی است که فرد برای رسیدن به آن تلاش می کند و تا زمانی که برای رسیدن به آن انرژی و تلاشی صرف نشود، هدف محسوب نمی شود. بیان خواسته های خود بدون هیچ تلاشی تنها یک آرزوی کلامی است.

عوامل مهم در تعیین هدف:
1. اهداف واقعی و دست یافتنی باشند: اهداف بلندپروازانه و احساسی بدون توجّه به توانایی و امکانات موجود، موجب اضطراب و دلسردی می شود.
2. اهداف خود را مثبت طرح کنید: به یاد داشته باشید که رسیدن به آن چه که می خواهید از رسیدن به آن چه که نمی خواهید ساده تر است. مثلاً برای انتخاب رشته ی دانشگاهی نگویید: « به شهرستان نمی روم.» بگویید: «می خواهم در تهران قبول شوم.»
3. رسیدن به هدف تدریجی باشد: پس از شناخت علایق و توانمندی خود و تطبیق آن با نیازها، هدف را مشخص نموده و با حوصله برای رسیدن به اهداف تلاش کنید.
4. هدفتان را متناسب با توانایی و استعداد خود انتخاب کنید.
5. اهداف خود را واضح و شفاف بیان کنید.

ویژگی های یک هدف خوب:
1. مشخص و معیّن باشد: وضعیّت موجود را نشان داده و آینده را شفاف و روشن بیان کند. مثلاً « باید به جای هفته ای 10 ساعت هفته ای 40 ساعت مطالعه درسی داشته باشیم.»
2. قابل اندازه گیری باشد: یعنی بتوان با عدد آن را نشان داد و میزان پیشرفت را سنجید.
3. دست یافتنی باشد: چگونگی دسترسی به آن صحیح و مطابق وضعیّت موجود باشد.
4. واقع بینانه باشد: برای چنین هدف گذاری بایستی فهرستی از توانایی ها، استعدادها و علایق خود تهیه کنید، بعد به خود پاسخ دهید:
× آیا توانایی ذهنی و جسمی و استعداد کافی برای رسیدن به این هدف را دارم؟
× ایا منابع کافی مثل زمان و سایر امکانات لازم را در اختیار دارم؟
5. قابل ردیابی باشد: یعنی بتوان در هر مرحله مشخص نمود که چند درصد از کار انجام شده است.
6. دارای محدوده زمانی باشد: یعنی زمان شروع و پایان آن کاملاً شفاف و مشخص باشد.

راهکارهای عملی در هدف گذاری
1. هدفتان را خودتان انتخاب کنید، اگر موفق به انجام این کار نشوید دیگران برخلاف میل شما برایتان انتخاب خواهند کرد.
2. اهداف خود را اولویت بندی نموده و آن ها را واضح و ساده روی کاغذ بنویسید. زیرا مؤثرترین روش ملموس و عینی شدن اهداف، ثبت آنها روی کاغذ است. بسیاری از انسان های موفق بررسی اهداف خود را به صورت روزانه، هفتگی و ماهانه انجام می دهند.
3. اهداف خود را مثبت و تحقق یافته تعریف کنید.
انسان ها دارای دو نوع ضمیر هستند:
الف- خودآگاه
ب- ناخودآگاه
تمام آن چه که در زندگی انسان ها محقق می شود روزی در ضمیر ناخودآگاه شکل گرفته است (به آن فکر کرده ایم و آن را تحقق یافته تصور کرده ایم) به تعبیری زندگی یعنی آن چه شما خواسته اید، و هر چه امروز شما ندارید، آن چیزی است که شما آرزویش را نداشته اید.
پس اگر می خواهید ضمیر ناخودآگاه خود را تربیت کنید اهداف خود را مثبت و تحقق یافته روی کاغذ یادداشت کنید. مثلاً برای قبولی در دانشگاه بگویید:
« من در رشته ... شهر ... پذیرفته شده ام. »
4. اهداف خود را در ذهن تصور کنید: ضمیر ناخودآگاه فرق بین واقعیت و تخیّل را تشخیص نمی دهد و بالاترین سطح پذیرش ضمیر ناخودآگاه در دو زمان است یکی صبح موقع بیدار شدن و دیگری شب موقع خوابیدن.
در این دو زمان سعی کنید اهداف خود را به صورت رنگی و واضح تصویرسازی کنید. مثلاً برای قبولی در کنکور خود را در حال ورود و یا قدم زدن در دانشگاه مورد علاقه تان تصور کنید یعنی خود را در آن مکان ببینید.
5. ایستگاه های رسیدن به اهداف را تعریف کنید: یعنی هدف بزرگ را تبدیل به اهداف کوچکتر کنید. مثلاً اگر قرار است یک مسافت طولانی را در 5 ساعت طی کنید آن را به پنج فاصله ی یک ساعته تقسیم کنید.
6. در رسیدن به اهداف انعطاف پذیر باشید.
7. از اشتباه نهراسید زیرا آن هم قسمتی از یادگیری و پیشرفت به سوی هدف است.
8. بعد از رسیدن به هر مرحله از هدف، خود را تشویق کنید.
9. بهتر است برای رسیدن به اهدافتان با خود قراردادی ببندید و حتّی از یک دوست خوب و حامی بخواهید به عنوان یک شاهد و مشوّق امضاء کند و سپس آن را در محلّی مناسب و قابل رؤیت نصب کنید تا هر روز آن را ببینید و شاهد موفقیّت خود باشید.
10. اکنون کاغذ و قلم بردارید و طبق مراحل گفته شده هدف خود را تعریف کنید و برای تحقق آن اقدام نمایید.
قبل از این که بالا رفتن از نردبان موفقیّت را شروع کنید، اطمینان حاصل کنید که آن را به جای محکمی تکیه داده اید.




طبقه بندی: آموزش کسب و کار الکترونیکی،  کسب و کار الکترونیکی،  تبلیغات،  ّبازاریابی و فروش،  مدیریت ارتباط با مشتری،  منابع انسانی،  مدیریت و رهبری،  ایمان حیدری، 
برچسب ها: آیا می دانید هدف چیست ؟، هدف، تعیین هدف،  

تاریخ : چهارشنبه 11 شهریور 1394 | 12:11 ق.ظ | نویسنده : ایمان حیدری | نظرات





ﮐﺎﻫﺶ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ


برای به اجرا در آوردن یک برنامه تیلیغاتی باید هزینه های زیادی صرف کرد، به همین خاطر  ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺳﺮﻓﺼﻞ‌ﻫﺎﯼ ﻣﺎﻟﯽ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ‌ﻫﺎ ﻭ ﺷﺮﻛﺖ‌ﻫﺎ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ. ﻫﺰﯾﻨﻪ‌ﻫﺎﯼ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺗﯽ ﻣﺸﻜﻠﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺮﻛﺖ‌ﻫﺎ ﺧﺼﻮﺻﺎ ﺷﺮﻛﺖ‌ﻫﺎﯼ ﺗﺠﺎﺭﯼ ﻛﻮﭼﻚ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻣﻮﺍﺟﻬﻨﺪ. ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﻛﺖ‌ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺬﺏ ﻭ ﺣﻔﻆ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ‌ﺍﻧﺪ. ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﯾﻦ, ﻫﺰﯾﻨﻪﺀ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﻣﻮﺛﺮ ﻭ ﻣﺴﺘﻤﺮ ﺧﺼﻮﺻﺎ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻛﻨﻮﻧﯽ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﻛﺖ‌ﻫﺎ ﻃﺎﻗﺖ‌‌ﻓﺮﺳﺎ ﻭ ﻛﻤﺮﺷﻜﻦ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺷﺮﻛﺖ‌ﻫﺎﯼ ﺗﺠﺎﺭﯼ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺭﺍﻫﻜﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺿﻤﻦ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﻫﺰﯾﻨﻪ‌ﻫﺎﯼ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺗﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺗﺎ ﺣﺪ ﻣﻌﻘﻮﻟﯽ ﻛﺎﻫﺶ ﺩﻫﻨﺪ.

ﭘﯿﺪﺍ ﻛﺮﺩﻥ ﯾﻚ ﺷﺮﯾﻚ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺗﯽ ﻣﻨﺎﺳﺐ, ﻛﺎﻫﺶ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺩﻓﻌﺎﺕ ﭘﺨﺶ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﻭ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﯽ, ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻫﻜﺎﺭﻫﺎﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺪﯾﺮ ﯾﻚ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﺠﺎﺭﯼ ﯾﺎ ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﺑﺨﺶ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﻭ ﺑﺎﺯﺍﺭﯾﺎﺑﯽ ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﻛﺎﻫﺶ ﻫﺰﯾﻨﻪ‌ﻫﺎﯼ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺗﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻛﻤﻚ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﻪ ﺍﺧﺘﺼﺎﺭ ﺑﻪ ﺁﻥ‌ﻫﺎ ﻣﯽ‌ﭘﺮﺩﺍﺯﯾﻢ:

● ﺷﺮﯾﻚ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺗﯽ 
ﺳﻌﯽ ﻛﻨﯿﺪ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺗﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﺷﺮﻛﺖ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻛﻨﯿﺪ. ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺜﺎﻝ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﻛﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺕ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻌﯿﻨﯽ ﺻﻔﺤﻪﺀ ﺁﺧﺮ ﻫﻔﺘﻪ‌ﻧﺎﻣﻪ‌ﺍﯼ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭﯼ ﻛﻨﺪ, ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺩﺍﺩﻥ ﯾﻚ ﺁﮔﻬﯽ ﻧﺼﻒ ﺻﻔﺤﻪ, ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﯾﻚ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﺠﺎﺭﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﺮﯾﻚ ﺷﻮﯾﺪ ﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻛﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﻫﯿﺪ ﺁﻥ‌ﻫﺎ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺷﺮﯾﻚ ﺷﻮﻧﺪ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﺁﻥ‌ﻫﺎ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻛﻨﯿﺪ. ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻫﺰﯾﻨﻪﺀ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﺷﻤﺎ ﻧﺼﻒ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ. ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩﯼ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻭ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺍﺯ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺗﺘﺎﻥ ﻛﺎﻫﺶ ﯾﺎﺑﺪ, ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺪﺍﻭﻡ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﻩ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻃﻮﻻﻧﯽ‌ﺗﺮ ﻭ ﺻﺮﻓﻪ‌ﺟﻮﯾﯽ‌ﺩﺭ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺍﺳﺖ. ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﺷﺮﯾﻚ ﻭ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺗﯽ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﺭﻗﺒﺎ ﯾﺎ ﺷﺮﻛﺖ‌ﻫﺎﯾﯽ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﺩﻻﯾﻠﯽ ﺗﻤﺎﯾﻞ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ ﺑﺎ ﺁﻥ‌ﻫﺎ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺷﻮﯾﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻧﻈﺎﺭﺕ‌ﻫﺎﯼ ﺿﺮﻭﺭﯼ ﺭﺍ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻛﻨﯿﺪ.

● ﻛﺎﻫﺶ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺩﻓﻌﺎﺕ ﭘﺨﺶ ﺁﮔﻬﯽ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺗﯽ 
ﺍﺛﺮﺑﺨﺸﯽ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﺩﻭ ﻣﻌﯿﺎﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺳﻨﺠﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ‌ﮔﯿﺮﺩ: ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮﯼ (Reach) ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﺗﻜﺮﺍﺭ (Frequency) . ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮﯼ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﺒﻠﯿﻎ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ‌ﺑﯿﻨﻨﺪ.
ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺗﺒﻠﯿﻐﯽ ﻛﻪ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮﯼ ﺁﻥ ﻛﻢ ﻭ ﺩﻓﻌﺎﺕ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﺁﻥ ﺑﯿﺶ‌ﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺗﺒﻠﯿﻎ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﯾﻚ ﮔﺮﻭﻩ ﻧﺴﺒﺘﺎ ﻛﻮﭼﻜﯽ ﺍﺯ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﺑﺎﻟﻘﻮﻩ ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺩﻓﻌﺎﺕ ﺑﯿﺶ‌ﺗﺮﯼ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻛﻨﻨﺪ.
ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮﯼ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﻤﺎﻧﺪ, ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﯾﻚ ﮔﺮﻭﻩ ﺧﺎﺹ ﺍﺯ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﺑﺎﻟﻘﻮﻩ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ‌ﻛﻨﯿﺪ. ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﻛﻪ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﯽ‌ﻛﻨﯿﺪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﺁﻥ‌ﻫﺎ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﯾﺎ ﺧﺪﻣﺖ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭﯼ ﻛﻨﻨﺪ, ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺁﻥ‌ﻫﺎ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺧﺮﯾﺪ ﻧﻜﻨﻨﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺣﻖ ﻣﺴﺎﻭﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﺑﺎﻟﻘﻮﻩ, ﺳﻠﺐ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺪﻩ‌ﺍﯼ ﺧﺎﺹ ﭘﺨﺶ ﻛﻨﯿﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ ﺑﻪ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻛﺮﺩﻥ ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻣﻌﯿﺎﺭ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻛﻨﯿﺪ. ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺜﺎﻝ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺀ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺗﯽ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺭﺍﺩﯾﻮ ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ۱۲ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻪ ۱۰ ﻫﻔﺘﻪ ﻛﺎﻫﺶ ﯾﺎﺑﺪ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺷﺶ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﻓﻌﺎﺕ ﭘﺨﺶ ﺁﮔﻬﯽ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﭘﻨﺞ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻛﺎﻫﺶ ﯾﺎﺑﺪ, ﺍﻣﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺭﺍﺩﯾﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺨﺶ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﻭﺳﻌﺖ ﻓﺮﺍﮔﯿﺮﯼ ﺍﯾﻦ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻛﻨﺪ.

● ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﯽ 
ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﮔﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ, ﺍﻣﺎ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻫﺰﯾﻨﻪ‌ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ. ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﺳﭙﺎﻧﺴﺮ ﺷﺪﻥ ﯾﺎ ﭘﺨﺶ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺷﺮﻛﺖ, ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﻭ ﯾﺎ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺁﻥ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﺭﺳﺎﻧﻪ‌ﻫﺎﯼ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﯿﺶ‌ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺗﺎﺛﯿﺮﮔﺬﺍﺭ ﺍﺳﺖ.

ﭼﺎﭖ ﯾﻚ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﻛﺴﺐ ﻭ ﻛﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ, ﯾﺎ ﭘﺨﺶ ﯾﻚ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺀ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻧﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺍﺳﺖ ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﺑﯿﺶ‌ﺗﺮﯼ ﻧﺰﺩ ﻣﺨﺎﻃﺒﺎﻥ ﻭ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﺑﺎﻟﻘﻮﻩ ﺩﺍﺭﺩ. ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﻛﻪ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﭼﻨﯿﻦ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ‌ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ, ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻣﯽ‌ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌ﻫﺎ ﻭ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ‌ﻫﺎﯼ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺗﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻛﺎﻫﺶ ﺩﻫﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺣﺎﻝ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﯿﺶ‌ﺗﺮﯼ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﻣﺨﺎﻃﺒﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ.
ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﯼ ﺗﻤﺎﺱ ﻣﺴﺘﻤﺮ ﺑﺎ ﺭﺳﺎﻧﻪ‌ﻫﺎ ﻭ ﺧﺒﺮﮔﺰﺍﺭﯼ‌ﻫﺎﯼ ﻣﺤﻠﯽ ﻭ ﺍﺭﺍﯾﻪﺀ ﺍﻃﻼﻋﺎﺗﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ‌ﻫﺎﯼ ﺗﺠﺎﺭﯼ ﺷﺮﻛﺘﺘﺎﻥ ﻧﻈﯿﺮ ﺍﻋﻼﻡ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻛﻞ ﻓﺮﻭﺵ ﻭ ﺳﻮﺩ ﺷﺮﻛﺖ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﻩ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﻌﯿﻦ, ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌ﻫﺎﯼ ﺗﻮﺳﻌﻪﺀ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﯾﺎ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﯾﺎ ﺳﺎﯾﺮ ﺟﺮﯾﺎﻧﺎﺗﯽ ﻛﻪ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﻛﺴﺐ ﻭ ﻛﺎﺭﺗﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﻭ ﻣﺨﺎﻃﺒﺎﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺟﺎﻟﺐ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﺳﺖ, ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻛﻤﻚ ﻣﯽ‌ﻛﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﻌﻪﺀ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ‌ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩﺀ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻤﻮﻣﯽ, ﻧﯿﺎﺯ ﻛﻢ‌ﺗﺮﯼ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﺿﻤﻦ ﺍﯾﻦ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻏﯿﺮﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻭ ﻣﻮﺛﺮﺗﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽ‌ﻛﻨﯿﺪ, ﺑﻪ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﻪ‌ﺍﯼ ﺩﺭ ﻫﺰﯾﻨﻪ‌ﻫﺎﯾﯽ ﻛﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺻﺮﻑ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ ﺷﻮﺩ ﻧﯿﺰ ﺻﺮﻓﻪ‌ﺟﻮﯾﯽ ﻣﯽ‌ﻛﻨﯿﺪ.




طبقه بندی: آموزش کسب و کار الکترونیکی،  کسب و کار الکترونیکی،  تبلیغات،  ایمان حیدری، 
برچسب ها: ﮐﺎﻫﺶ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ، ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ، ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺕ، ﺷﺮﯾﻚ ﺗﺒﻠﯿﻐﺎﺗﯽ،  

تاریخ : دوشنبه 9 شهریور 1394 | 01:28 ق.ظ | نویسنده : ایمان حیدری | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 16 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • مدیریت کسب و کار الکترونیک