تبلیغات
کسب و کار الکترونیکی

آموزش کسب و کار الکترونیکی، کسب و کار الکترونیکی، مدیریت کسب و کار الکترونیکی، تبلیغات آنلاین، انجام سفارش در کسب و کار الکترونیکی، بهینه سازی سایت، بازاریابی ویروسی، مدیریت ارتباط با مشتری، فروش و بازاریابی، بازاریابی اینترنتی، مشاوره کسب و کار الکترونیکی - مهدی شهبازی
پونیشا :: نیروی کار مجازی

مزد دانش


داستان کوتاه و خواندنی مزد دانش :

مهندسی بود که در تعمیر دستگاه های مکانیکی استعداد و تبحر داشت. او پس از۳۰ سال خدمت صادقانه با یاد و خاطری خوش باز نشسته شد. دو سال بعد، از طرف شرکت درباره رفع اشکال به ظاهر لاینحل یکی از دستگاه های چندین میلیون دلاری با او تماس گرفتند. آنها هر کاری که از دستشان بر می آمد انجام داده بودند و هیچ کسینتوانسته بود اشکال را رفع کند.

بنابراین، نومیدانه به او متوسل شده بودند که در رفع بسیاری از این مشکلات موفق بوده است. مهندس، این امر را به رغبت می پذیرد. او یک روز تمام به وارسی دستگاه می پردازد و در پایان کار، با یک تکه گچ علامت ضربدر روی یک قطعه مخصوص دستگاه می کشد و با سربلندی می گوید: «اشکال اینجاست!»

آن قطعه تعمیر می شود و دستگاه بار دیگر به کار می افتد. مهندس دستمزد خود را ۵۰۰۰۰ دلار معرفی می کند. حسابداری تقاضای ارائه گزارش و صورتحساب مواد مصرفی می کند و او بطور مختصر این گزارش را می دهد: «بابت یک قطعه گچ: ۱ دلار و بابت دانستن اینکه ضربدر را کجا بزنم: ۴۹۹۹۹ دلار»



طبقه بندی: کسب و کار الکترونیکی،  مدیریت ارتباط با مشتری،  ّبازاریابی و فروش، 
برچسب ها: مزد دانش، دانش پول ساز، دانش،  

تاریخ : جمعه 23 مرداد 1394 | 09:35 ب.ظ | نویسنده : ایمان حیدری | نظرات

احیای یک تیم کاری که قبلا شکست خورده، کار آسانی نیست، اما غیرممکن هم نیست. هر مدیری ترجیح می‌دهد مدیریت یک تیم موفق را به دست بگیرد. اما حقیقت این است که برخی تیم‌ها – چه در میادین ورزشی و چه در کسب‌وکار– پیوسته رنج شکست را تحمل می‌کنند، بدون اینکه هیجان پیروزی را تجربه کنند





برای تغییر حس شکست تیم‌هایی که با موفقیت ناآشنا هستند، چه کارهایی باید انجام داد؟ جو فرانتیرا و دنیل لید، در کتاب خود با عنوان «تحول تیمی: راهنمایی برای دگرگونی تیم‌هایی با عملکرد ضعیف» راهکارهایی را برای هدایت و متحول کردن تیم‌های بی‌انگیزه ارائه داده‌اند.تعجبی ندارد که این کتاب مثال‌هایی را از ورزش‌های حرفه‌ای به عنوان مدل اصلی انگیزه و ایجاد تغییرات توسعه‌ای در رفتار ارائه می‌هد. درست همان طور که یک مربی ورزشی ورزشکاران معمولی را به تمرین اضافی تشویق می‌کند، مدیران هم باید روش‌هایی را برای کمک به کارمندان بیابند تا آنها هدف و اخلاق کاری خود را بشناسند و آن را تقویت کنند
تغییراتی در این مقیاس یک شبه اتفاق نمی‌افتند و بنابراین آن را یک جریان بلند مدت در نظر بگیرید. نکته‌های زیر از کتاب مزبور گرفته شده که به احیای تیم کاری شما کمک میکند

- وقتی مسیر توسعه و پیشرفت را در پیش می‌گیرید، سعی کنید روحیه شکستی را که از قبل باقی مانده، از بین ببرید. هر چقدر تیم شما بیشتر نگران شکست‌های احتمالی باشد، احتمال کشیده شدن آنها به سمت شکست بیشتر است


- با واقعیت روبه رو شوید و شکست‌ها را – از جمله عملکرد تیمی و فردی – صادقانه ارزیابی کنید. سرپوش گذاشتن روی اشتباهات یا مطرح کردن امور به شکلی کلی موثر نخواهد بود و در این‌صورت کارمندان شما پی به اشتباهات خود نخواهند برد


- نقش اعضای تیم را به وضوح تعریف کنید و مطمئن شوید که همه افراد می‌دانند چه وظایف و اهدافی دارند. ایجاد مسوولیت‌پذیری به شکل آشکار، اخلاق خود- مدیریتی و خود-کنترلی را در محیط کار رواج می‌دهد
- کارمندان را تشویق کنید که راه‌هایی را برای توسعه فرآیندها پیشنهاد دهند. اگر به کارمندان اجازه دهید در حل مشکلات سهیم باشند، برای رسیدن به موفقیت سخت‌تر تلاش می‌کنند

- از تیم‌تان انتظار داشته باشید که بهترین باشند. با توجه کردن به جزئیات، تعهدتان به کیفیت کار را نشان دهید؛ یعنی با مشتریان حرفه‌ای برخورد کنید، در برابر مشکلات واکنش به موقع داشته باشید و اشتباهات نوشتاری را در کلیه اسناد کسب‌وکار حذف کنید


- برای رشد پایدار در طول زمان، انتظارات قطعی ایجاد کنید. این اهداف باید واضح و قابل سنجش باشند تا اعضای تیم بتوانند در مورد آنها تمرکز و اقدام کنند


- لیستی از ارزش‌های کلیدی ایجاد کنید، مثلا اینکه هدف اصلی شرکت مشتری مداری است؛ اگرچه این کار ممکن است پیش پا افتاده به نظر برسد. این کار نه تنها رهنمودهای واضحی برای شما تعیین می‌کند، بلکه کمک می‌کند اعضای تیم نتایج ملموسی را از کار استخراج کنند


- در هر جایی که می‌توانید، بر ارزش‌های تیم تاکید کنید: از طریق ایمیل، سخنرانی‌ها و حتی یادداشت‌های کاری 


- کارمندان شما را می‌بینند و تحت‌تاثیر رفتار شما با مشتری و همکاران دیگر، واکنش شما در برابر فشارها و مواجه شدن با ضرب‌الاجل‌های کاری قرار می‌گیرند


- از هر موفقیتی که تیم به دست می‌آورد، تجلیل کنید. اگر از کار تیم تجلیل کنید، آنها می‌فهمند که به توانایی آنها برای غلبه بر مشکلات ایمان دارید



طبقه بندی: کسب و کار الکترونیکی،  مدیریت ارتباط با مشتری،  ّبازاریابی و فروش، 
برچسب ها: احیای یک تیم کاری که قبلا شکست خورده، شکست خورده،  

تاریخ : جمعه 23 مرداد 1394 | 11:10 ق.ظ | نویسنده : مهدی شهبازی | نظرات


متاسفانه موضوع بسیار مهم ولی بی توجهی فراوان از جانب صاحبان کسب و کار و کارخانه ها در ایران!

 


 

مثال اول :آژانسی در شهر نیشابور هست به نام چلچله شمارشم 4040 است

 

 

مثال دوم:آژانسی هست در شهر درگز به نام چلسی شمارشم 4030 هست ((البته باید این تاکسی سرویس رنگ و بوی ورزشی هم داشته باشد و اسپانسر زمینه ای از ورزش هم باشه))

 

 

 

دوستان توجه داشته باشید معمار گرخشت اول نهد کج تا ثریا می رود کج......... فرایند انتخاب نام و شماره تلفن یک کسب و کار مثل انتخاب همسر است ومتاسفانه اکثر کاسبهای ایرانی اصلا و ابدا این موضوع را جدی نمی گیرند و فکر می کنند حق دارند نام بچه خودشان را روی کار یا محصولات خود بگذارند!!

 

 

راستی شماره و نام آن دو آژانس چی بود؟! (( تا 16 ساله دیگر در ذهن شما ثبت می شود و جالب آنکه مردم چقدر راحت تماس می گیرند با ایشان و این یعنی بزرگترین و بهترین و بی خرج ترین تبلیغ مادام العمر در دنیا))

 

 

 

علی اکبری نویسنده مجموعه کتاب های راز جذب پول در ایران موجود در دیجی کالا




طبقه بندی: ّبازاریابی و فروش،  مدیریت ارتباط با مشتری، 
برچسب ها: انتخاب اسم برای کسب و کار، اسم برای کسب و کار،  

تاریخ : چهارشنبه 21 مرداد 1394 | 09:49 ب.ظ | نویسنده : مهدی شهبازی | نظرات

تعامل با اشخاص مشکل ساز

بسیاری از افراد در محیط کار شما هستند که کنار آمدن با آنها مشکل است. آنها بخشی از کار خود را به دوش شما می اندازند وبرای شما مشکلاتی را فراهم می کنند . . . اما به راستی برخورد درست با این افراد چیست؟ همسایه شمابا سرو صدای زیاد برای شما مزاحمت ایجاد می کند و نیمه شب شما را بیدار می کند به راستی شما چگونه باید با آنها رفتار کنید؟ این مشکلات قسمتی از زندگی هر شخصی است. ما در محیط کار در زندگی تنها نیستیم و با انسانها در ارتباطیم. ارتباط ما با همکاران، فرزندان، همسر، دوستان، پدر و مادر باید بر پایه درستی استوار باشد. اگر شما مشکلاتتان را با دیگران حل نکنید این مشکلات روز به روز حادتر می شود. به عنوان یک کارمند ممکن است اخراج شوید. به عنوان یک کارفرما ممکن است کارمندان خوب خود را از دست بدهید و به عنوان یک همسر ممکن است ازدواج شما دچار بحران شود. راه حلی که اکثر افراد در مقابل مشکلاتشان با انسانها به آن تن در می دهند تحمل کردن است ولی از آنجایی که هر فرد یک ظرفیت تحمل دارد بعد از مدتی مشکلات بیشتر می شود وشما دچار استرس و اضطراب ناشی از این فشارهای روانی می شوید راه حل درست مواجه نشدن با مشکل و فرار از آن نیست بلکه راه حل درست، روبرویی صحیح با مشکلات است. وقتی با مشکلات مواجه می شوید و آنها را حل می کنید احساس شگفت انگیزی خواهید داشت چرا که از عهده حل مشکلات بر آمده اید و بر ترس خود غلبه کرده اید. البته مواجهه با افراد و مشکلات نیاز به برنامه ریزی دارد و شما باید خود را برای این مسئله از قبل آماده سازید. در ادامه 7 مرحله که شما باید در رفتار با افرادی که برای شما مشکلاتی ایجاد می کنند انجام دهید آورده شده است:

1-تصمیم بگیرید که مشکلاتتان را با آن فرد خودتان به طور مستقیم و بدون دخالت دادن دیگری حل کنید.

 2- قبل از روبرو شدن با آن فرد مشکل را به صورت دقیق بنویسید و هدف خود را نیز برای حل آن مشکل و رویارویی با آن فرد مشخص کنید.

 3-نکات و دلایل مورد نیاز برای اثبات حرفتان را یادداشت نمائید. واقعیت ها و دلایل و شواهدی هست که ممکن است نیاز باشد شما برای آن فرد مطرح کنید قبل از شروع صحبت این مسائل را برای خود روشن سازید.

 4- واکنشها و مخالفتهایی را که انتظار می رود آن فرد در مقابل شما اعمال نماید، یادداشت کنید: یعنی تمام نگرانیهایتان را از نصیحت با آن فرد و یا حتی واکنشهایی که او ممکن است در طول صحبت داشته باشد را بنویسید تا این نگرانی ها در شما کم رنگ تر شود.

 5-یادداشتهای خود را سازماندهی کنید و دلایلی کافی به آن اضافه کنید.

 6-مکان صحبت را در جایی در نظر بگیرید که کسی مزاحم شما نشود و در فضایی که کاملا بتوانید خودرا کنترل کنید.

 7-صحبت خود را با آن فرد آغاز کنید. در ابتدا مستقیما به چشمان آن فرد نگاه کنید، مشکل اصلی را که شما در صدد حل آن هستید را برای او کاملا شرح دهید، به صحبتهای او به طور کامل گوش کنید و مطمئن شوید که منظور شما را خوب فهمیده است، روی نکات اساسی مورد نظرتان تاکید کنید، اگر او در مقابل شما واکنشهایی نشان داد راه حلهایی را که قبلا در مورد واکنشهای او در نظر گرفته اید اعمال کنید، صحبتهای خود را ادامه دهید و به صحبتهای او به طور کامل گوش کنید. تسلیم نشوید آنقدر مکالمه را ادامه دهید و در جهت درست آن را رهبری کنید تا به اهداف از پیش تعیین شده خود برسید. هر چقدر بیشتر بتوانید افراد مشکل ساز را آرام کنید در این کار ماهر تر می شوید و زمان لازم برای مکالمه شما با آنها کاهش می یابد. زمانی که در رام کردن افراد مهارت پیدا کنید افراد احترام بیشتری برای شما قائل می شوند و شما را شجاع و با صداقت خواهند دانست وبه این ترتیب دوستان شما بیشتر می شوند، دشمنان شما با شما دوست می شوند و همکاران و کارمندان شما فعال تر خواهند شد. این را بدانید که افراد شجاع با کنترل ترسهایشان به اهداف خود می رسند و کنترل امور را به دست می گیرند.

مترجم: صفورا پاکیزه کار



طبقه بندی: کسب و کار الکترونیکی،  مدیریت ارتباط با مشتری،  ّبازاریابی و فروش، 
برچسب ها: تعامل با اشخاص مشکل ساز، تعامل، افراد مشکل ساز، اشخاص مشکل ساز،  

تاریخ : چهارشنبه 21 مرداد 1394 | 12:32 ب.ظ | نویسنده : ایمان حیدری | نظرات
موفقیت از آنچه که شما فکر میکنید ساده تر است

در دهه دوم زندگی ام (۲۰ سالگی)، همان زمانی که تلاش می کردم تا فرد موفقی باشم، یکی از دوستانم گفت: “هارو (Harv)، تو کارها را برای خودت سخت می کنی”. او فرد ثروتمند یا حتی موفقی نبود. حداقل برای من، این گونه نبود. عکس العمل اولیه ی من در مقابل این بود، ” تو در این باره چی می دانی؟!!” من دیدگاه او را نادیده گرفتم و دائما شکست می خوردم. او در مورد نحوه ی اداره شرکتم صحبت نمی کرد، بلکه در مورد ذهنیت من صحبت می کرد.
همه ما باوری مشترک داریم که برای دستیابی به نتیجه، باید به سختی تلاش کنیم. اما این دیدگاه به هیچ وجه درست نیست.
موفقیت حقیقتاً سخت نیست. این باورهای ماست که مسائل را پیچیده می کند.
به زمانی در زندگی خود فکر کنید که شما یا کسی را که می شناختید هدفی داشته و به آن دست یافته است. نمره خوب در یک امتحان، یک ملاقات عالی، شغلی که می خواهیم به دست بیاوریم، یافتن یک محل پارک خوب درست مقابلمان و … هریک از این موارد می تواند هدف باشد.
همه ما می خواهیم به هدفی برسیم. به نظر شما چه چیزی به ما کمک می کند آن چه را که می خواهیم به دست آوریم؟ اراده، تمرکز، اعتماد، اشتیاق و باور مواردی هستند که در این خصوص به ما یاری می رسانند.
حال اگر ما بتوانیم از این توانمندیها برای هدفی خاص و دستیابی به آن چه می خواهیم استفاده کنیم، چرا از آنها اغلب استفاده نکرده و بهره بیشتری از زندگی نبریم؟
بر اساس تجارب من، دلیل این است که ذهن ما تفاوت بزرگی بین آن چه را که آسان قابل دست یابی می پنداریم – مثلا یافتن روشی برای خریدن کالایی گران بها حتی اگر پول زیادی نداشته باشید – یا چیزی که به نظر سخت می آید – مثل میلیونر شدن- قایل می شود. نکته این جاست، زمانی که واقعا خواستار چیزی هستیم، سختی ها و مشکلات زیاد هم نمی توانند ما را متوقف سازند. بنابراین اگر عمیق تر به آن بنگریم این فرآیند رسیدن به هدف نیست که ما را از رسیدن به آن چه می خواهیم باز می دارد بلکه ذهنیت ماست که به ما دیکته می کند، ” این کار خیلی سخت است”. سخت بودنِ رسیدن به هدف، به همان میزانی که ما تصور می کنیم، سخت است.
مشکل ترین موضوع در مورد توانایی رسیدن به هدف این است که، ابتدا، باوری را که دستیابی به هدف را سخت می دانیم، کمرنگ نماییم. قدم اول کمرنگ کردن ایجاد شک درون خود می باشد. ازخود این سوال را بپرسید :”آیا واقعاً رسیدن به این هدف سخت است؟” چندین بار این سوال را از خود بپرسید. ضمیر ناخودآگاه شما به دنبال جواب هایی برای سوال شما می گردد و این آغاز ماجراست. به همین سادگی و با پرسیدن چند سوال از خود قدم های اولیه که مهم تر از بقیه نیز هستند را بر می دارید.
در ادامه لازم است اقداماتی را به صورت روزانه و برنامه ریزی شده در جهت رسیدن به هدف برای خود تعیین کنید. مطمئن باشید پس از مدتی به هدف خود خواهید رسید.
هر عمل یا نتیجه ای در ابتدا از یک فکر آغاز می شود. افکارتان را تغییر دهید، تا زندگی تان تغییر یابد. برای هرهدفی که در تلاش برای دستیابی به آن هستید، به این نکته بیندیشید که آن قدر هم که فکر می کردید سخت نیست. در این زمینه تنها به حرف من اکتفا نکنید. یک بار آن را امتحان کنید و ببینید چه نتایجی به دست خواهید آورد.
 این مقاله با نگاهی به نوشته ای به همین مضمون از وب سایت “Harv Eker” نوشته شده است.



طبقه بندی: کسب و کار الکترونیکی،  ّبازاریابی و فروش،  مدیریت ارتباط با مشتری، 
برچسب ها: موفقیت، تفکر ساده، مدیریت، ذهن، توانایی ذهن،  

تاریخ : سه شنبه 20 مرداد 1394 | 06:15 ب.ظ | نویسنده : ایمان حیدری | نظرات

نویسنده:پرویز درگی
موفقیت و ثروت شانسی به دست نمی‌آیند. افرادی که موفق و ثروتمند شده‌اند عادت‌هایی را در خود پرورش داده‌اند که آنها را به افرادی بهره‌ور و مؤثر تبدیل کرده‌اند. برای اینکه بتوانیم از این افراد الگوبرداری آگاهانه کنیم، لازم است ما نیز روی این عادت‌ها متمرکز شویم و آنها را جایگزین عادت‌های بد کنیم:
 


1) سحرخیز باشید.
تحقیقات نشان می‌دهد که 44 درصد از مدیران ثروتمند جهان سه ساعت قبل از اینکه ساعت کاری‌شان شروع شود، بیدار می‌شوند. همین عمل خیلی ساده باعث می‌شود که حداقل یک ساعت مفید به روز این افراد اضافه شود. تصور کنید که صبح زود بدون اینکه کسی مزاحم شما شود، چقدر می‌توانید بهره‌ور باشید. مدیران بزرگ از این فرصت طلایی برای هدف‌گذاری و کشف فرصت‌های جدید استفاده می‌کنند.
 
2) شبکه‌سازی کنید.
براساس نتایج تحقیقات صورت گرفته، 79 درصد از مدیران موفق حداقل 5 ساعت را در یک ماه صرف شبکه‌سازی ـ رفتن به کنفرانسهای مختلف، ملاقات مشتریان جدید، گپ زدن با مدیران دیگر شرکت‌ها ـ می‌کنند، در حالیکه این آمار در میان مدیران معمولی تنها 16 درصد است. در کنار افرادی با دغدغه‌ها و آرمان‌های مشترک بودن، باعث می‌شود که از آنها چیزهای زیادی یاد بگیرند. اگر افرادی که با آنها معاشرت می‌کنیم افرادی موفق و مثبت‌اندیش باشند، نتایج این معاشرت روی خروجی کار ما تأثیر زیادی خواهد داشت.
 
3) از شاخه‌ای به شاخه دیگر نپرید.
افراد موفق زمانی که تصمیم خود را می‌گیرند تا انتهای مسیر موفقیت خود را نسبت به تصمیم‌شان متعهد می‌دانند و اجازه نمی‌دهند هیچ‌چیز تمرکز آنها را به هم بزند.
 
4) مطالعه کنید.
تحقیقات حاکی از آن است که 86 درصد از مدیران ثروتمند عاشق مطالعه کردن هستند. زمانی که مطالعه می‌کنید حتماً به دنبال این باشید که از آنچه می‌خوانید، نکته‌ای هرچند کوچک بیاموزید. مطالعه کردن ابزار مهمی برای پیشرفت شخصی است. حتماً باید سعی کنیم که خود را نسبت به مطالعه کردن متعهد کنیم به‌طوری که اگر یک روز، چند صفحه کتاب، مجله یا روزنامه مطالعه نکنیم، احساس کنیم کار مهمی را انجام نداده‌ایم و در آن روز چیزی را از دست داده‌ایم.
 
5) بیش از حد تلویزیون نبینید.
67 درصد مدیران ثروتمند در طول روز یک ساعت یا کمتر تلویزیون می‌بینند. در مورد سریال‌ها آمار جالب‌تر است. تنها 6 درصد از مدیران موفق سریال‌های تلویزیونی را دنبال می‌کنند. این افراد ترجیح می‌دهند زمان خود را به فعالیت‌های مهم‌تری اختصاص دهند.
 
6) زمان را یک کالای گرانبها بدانید.
مدیران موفق زمان را یک منبع تجدیدناپذیر می‌دانند. آنها حاضر نیستند ساعت‌ها در شبکه‌های اجتماعی پرسه بزنند و این منبع گرانبها را هدر دهند. خوشبختانه با تبلیغات وسیع، اکثر مردم نسبت به صرفه‌جویی در مصرف آب و برق حساس شده‌اند. کاش کمی به فکر صرفه‌جویی در مصرف زمان، این منبع تجدیدناپذیر باشیم.
 
7) هوش هیجانی خود را تقویت کنید.
وارن بافت که یکی از موفق‌ترین و ثروتمندترین مدیران جهان است معتقد است که هوش هیجانی 85 تا 90 درصد روی موفقیت تأثیرگذار است و IQ و تخصص با فاصله بسیار زیاد پس از آن قرار دارند. IQ صلاحیتی است که برای موفقیت به آن نیاز دارید اما الزاماً از شما ستاره نمی‌سازد. در حالیکه هوش هیجانی این قابلیت را دارد که شما را به یک ستاره تبدیل کند.
 
8) به سلامتی خود اهمیت دهید.
مدیران موفق به اهمیت تغذیه سالم و ورزش کردن در موفقیت واقف هستند. تحقیقات نشان می‌دهد که 76 درصد از مدیران موفق حداقل 4 روز در هفته تمرینات هوازی انجام می‌دهند. 70 درصد از این مدیران کمتر از 300 کالری فست‌فود در روز مصرف می‌کند. بین تغذیه، ورزش و موفقیت ارتباطی انکارناپذیر وجود دارد.




طبقه بندی: کسب و کار الکترونیکی،  مدیریت ارتباط با مشتری،  ّبازاریابی و فروش، 
برچسب ها: عادتهای مدیران خیلی موفق، مدیران خیلی موفق،  

تاریخ : سه شنبه 20 مرداد 1394 | 12:33 ب.ظ | نویسنده : مهدی شهبازی | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 16 ::      ...   5   6   7   8   9   10   11   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • مدیریت کسب و کار الکترونیک