تبلیغات
کسب و کار الکترونیکی

آموزش کسب و کار الکترونیکی، کسب و کار الکترونیکی، مدیریت کسب و کار الکترونیکی، تبلیغات آنلاین، انجام سفارش در کسب و کار الکترونیکی، بهینه سازی سایت، بازاریابی ویروسی، مدیریت ارتباط با مشتری، فروش و بازاریابی، بازاریابی اینترنتی، مشاوره کسب و کار الکترونیکی - مهدی شهبازی
پونیشا :: نیروی کار مجازی


گاهی عوض کردن زاویه دید قدرتمند تر از باهوش بودن است




 زاویه دید






طبقه بندی: مشاوره،  موفقیت،  هوش هیجانی،  ّبازاریابی و فروش،  مهدی شهبازی، 
برچسب ها: زاویه دید، قدرتمند تر، باهوش بودن، کسب و کار، مهدی شهبازی،  

تاریخ : جمعه 14 خرداد 1395 | 11:12 ق.ظ | نویسنده : مهدی شهبازی | نظرات
گفته می‌شود کارهای شخص با دو عامل اصلی مشخص می‌شوند به عبارتی کارها شامل تقسیم بندی زیر می‌شوند.


1. مهم نیست و ضروری نیست.

 2. مهم نیست و ضروی است.

 3. مهم است و ضروری است.

 4. مهم است و ضروری نیست.

 سوالی که مطرح می‌شود این است که به کدام بخش از کارها بیشتر بپردازیم؟

 
1. کارهای گروه اول که تکلیفشان مشخص است (منوط به اوقات فراغت شود و برای تغییر حال و هوا در زمان‌های بی حوصلگی به این قبیل کارها پرداخته شود.)

2. کارهایی که مهم نیست و ضروری است بهتر است تا آنجا که امکان دارد به دیگران واگذار شود. البته در برخی موارد ضرورت این قبیل کارها انتزاعی است مثلا زنگ تلفن یا پیامک‌های تبلیغاتی و...

3. کارهای گروه سوم معمولا مربوط به کوتاه مدت است؛ لذا بهتر است سریع انجام شود یا تا حد امکان به دیگران موکول شود. این قبیل کارها موجب روزمره گی بیشتر می‌شود و فرد در تله‌ی این کارها گیر می‌کند مثلا اینترنت، تقاضای دوستان

 4. کارهای گروه چهارم سرنوشت ساز هستند؛ ولی چون ضرورت ندارند معمولا از آن کارها غافل می‌شویم. مثلا ادامه تحصیل در مقاطع بالای دانشگاه (ارشد و دکتری)، پس انداز

 بهتر است در برنامه ریزی به این کارهای گروه چهارم توجه ویژه‌ای داشته باشیم و قانون 80/20 را برای آنها در نظر بگیریم.




طبقه بندی: کارت ویزیت،  سازماندهی،  موفقیت،  مشاوره،  بیکاری،  هوش هیجانی،  آموزش کسب و کار الکترونیکی،  کسب و کار الکترونیکی،  تبلیغات،  ّبازاریابی و فروش،  مدیریت ارتباط با مشتری،  R&D،  منابع انسانی،  مدیریت و رهبری،  برندینگ،  ایمان حیدری، 
برچسب ها: مدیریت زمان، مهم و ضرروی، زمان بندی، مهندسی زمان،  

تاریخ : جمعه 17 مهر 1394 | 01:05 ق.ظ | نویسنده : ایمان حیدری | نظرات
Social CRM

در حقیقت این فلسفه نوین مدیریتی یک استراتژی تکامل یافته از سیستمهای مدیریت ارتباط با مشتری است که به جای مدیریت روابط، طراحی خاطرات مشتری را با «متدولوژی به کارگیری و مشارکت دادن مشتریان و ایجاد گفتگوی دو طرفه» به عهده دارد. در اینجا ما برند خود را با رفتار مسئولانه و مشتری محور خود ایجاد می کنیم نه اینکه با تبلیغات یک طرفه بخواهیم خود را در معرض مشتری بگذاریم. 
مشتری بر اساس فکر و به ویژه احساس خود خرید خواهد کرد. در مدل Social CRM ما احساس مثبت وی را در یک رابطهء برد-برد و "دو طرفه"، ایجاد و هدایت می کنیم .

یک نتیجه گیری خاص: شیفت و تعطیلی گروه تلگرام و تبدیل آن به کانال خبری یک طرفه، بازگشت به دوران قبلیست. باید خیلی خاص باشید که مخاطبی که امکان گفتگو از وی سلب شده در کانال خبری تان بماند!!



طبقه بندی: ایمان حیدری،  برندینگ،  مدیریت و رهبری،  مهدی شهبازی،  R&D،  منابع انسانی،  مدیریت ارتباط با مشتری،  ّبازاریابی و فروش،  هوش هیجانی،  آموزش کسب و کار الکترونیکی،  بیکاری،  مشاوره،  کسب و کار الکترونیکی،  کارت ویزیت،  سازماندهی،  تبلیغات،  موفقیت، 
برچسب ها: Social CRM، مدیریت ارتباط با مشتری، خاطرات مشتری، مشتری محور،  

تاریخ : شنبه 11 مهر 1394 | 11:57 ب.ظ | نویسنده : ایمان حیدری | نظرات
در خصوص دلبستگی ووفاداری کارکنان به کار و سازمان، موسسه تحقیقاتی پژوهشی گالوپ نظر سنجی بی نظیری در 114 کشور جهان با بیش از ده میلیون کارمند و مدیر به 44زبان زنده انجام و نتایج آن را در دوازده اصل مطرح نمود.




دلبستگی و وفاداری کارکنان به کار و سازمان




این 12 اصل به نظر ساده اند ولی سازمانهایی یا مدیرانی که به طور همزمان تکرار می کنم همزمان همه آنها را اجرا کرده اند به نتایج خیره کننده ای دست یافته اند که در زیر به اعلام موضوعات می پردازم.
بنابراین زمانی کارمند دلبست ووفاداره نیست که مدیران به اصول توجهی ندارند.


1- مطمئن شوید کارکنان می دانند سازمان و مدیران از آنها چه انتظاراتی دارند.

 مدیران موفق و بزرگ این کار را از سه طریق انجام می دهند:
 الف) تعریف اهداف 
 ب) اطمینان از درک اهداف توسط کارکنان 
 ج) فعالیت در راستای دستیابی به اهداف 
 آنها با این کار تلاش های افراد را تجمیع کرده و با استراتژی های سازمان هماهنگ می کنند. از این راه بزرگ ترین نتایج ملموس خلق می شود. 
 

 2- مطمئن شوید کارکنان به منابع و امکانات لازم برای انجام درست کار دسترسی دارند.
 در ابتدا چنین به نظر می رسد که مدیران موفق منابع و امکانات لازم را برای انجام کار در اختیار کارکنان قرار می دهند، ولی در اصل آنها با این کار به کارکنان خود نشان می دهند که ما به شما اطمینان داریم و این اطمینان باعث عملکرد بهتر آنها می شود.
 

 3- اجازه دهید کارکنان کاری را که در آن بهترین هستند، انجام دهند.
 ارتباط مناسب بین شغل و شاغل از دغدغه های اصلی است. مدیران موفق همواره سعی می کنند برای کارکنان فرصت هایی ایجاد کنند تا آنها بتوانند در کاری که در آن بهترین هستند فعالیت کنند، این کار 33 درصد تعهد افراد به سازمان را زیاد می کند.

 
 4- از کارکنان خوب به نحو مناسب تقدیر و قدردانی کنید.
 مدیران موفق عملکردهای مثبت و رفتارهای بهره ور را به وسیله تقدیرهای مناسب تشویق می کنند. این کار باعث رشد فرهنگ دستیابی به اهداف و انجام فعالیت ها و رفتارهای مثبت می شود. شرکت هایی که مدیرانشان این رفتار را دارند 100 درصد بهره وری بالاتری نسبت به سایر کارکنان دارند.
 

 5- به شخصیت انسانی کارکنان احترام بگذارید.
 مدیران موفق مجدانه از کارکنانشان مراقبت می کنند. آنها به کارکنان فقط به عنوان قسمتی از فرآیند کسب و کار نگاه نمی کنند، بلکه مدیران نتیجه گرا یک علاقه شخصی در کارکنان ایجاد می کنند. 
 
 6- برای توسعه و پیشرفت از کارمندان حمایت كنید.
 مدیران موفق برای کارکنانشان نقش یک راهبر را ایفا می کنند. آنها به کارکنان خیلی نزدیکند، آنها را در مسیر درست هدایت می کنند و فعالیت های بهبود و نحوه بهبود را به آنها می آموزند و در جهت تعالی فردی به آنها کمک 
 می کنند.

 
 7- برای دیدگاه های افراد اهمیت قائل شوید.
 مدیران موفق به کارکنانشان گوش می دهند. به آنها نشان می دهند که نتیجه فعالیت هایی که در آن چاشنی ایده کارکنان نیز وجود دارد، برایشان ارزشمنداست. این کار تاثیر بسزایی در افزایش بهره وری دارد. 
 

 8- کاری کنید که هر کس احساس کند شغل و نقش مهمی دارد.
 مدیران با عملکرد بالادر ایجاد این احساس که کارکنان کاری مهم و ارزشمند دارند، هنر دارند. هنگامی که آنها این کار را انجام می دهند کارکنان به طور طبیعی کارآمدتر می شوند. این اقدام 5 تا 15 درصد افزایش سود و 15 تا 30 درصد کاهش خروج نیروها را در پی دارد.

 
 9- تعامل کارمندان با افراد متخصص را بیشتر کنید.
 ممکن است یک کارمند به تنهایی تمام تلاش خود را به خرج دهد؛ ولی وقتی در تیمی قرار گیرد، نحوه کار تیم نیز روی عملکردش تاثیر می گذارد. 
 مدیران موفق متوجه این نکته هستند و مطمئن می شوند که هر نفر بتواند با تعامل سازنده از تمام توانایی هایش کمک بگیرد.

 
 10- دوستی ها را تشویق کنید.
 ممکن است این یک موضوع احساسی تلقی شود، ولی وقتی کارکنان در جایی هستند که بهترین دوستانشان در آنجا کار می کنند، بهره وری بیشتری دارند. مدیران موفق شرایطی را فراهم می کنند که فضای دوستانه تقویت شود. این امر افزایش سود، ایمنی، کنترل موجودی، وفاداری و روابط خوب مشتریان با سازمان را در بر دارد.

 
 11- در ارزیابی عملکرد روشی قاعده مند داشته باشید.
 افراد دوست دارند بدانند از طرف سازمان در چه رتبه ای قرار دارند، مدیران موفق ارزیابی عملکرد سیستماتیک، قاعده مند دارند. آنها هرگز اجازه نمی دهند که ارزیابی عملکرد فراموش شود یا در حاشیه امور قرار گیرد. این کار باعث 20 تا 40 درصدی کاهش حوادث و 10 تا 15 درصدی ارتقای بهره وری می شود.
 

 12- فرصت های رشد و یادگیری را فراهم سازید.
 مدیران موفق می دانند که پرسنل اشتیاق به رشد و یادگیری در محیط کار دارند. آنها فضای برد-برد را ایجاد می کنند و در این حالت پرسنل منافع زیادی برای سازمان



طبقه بندی: سازماندهی،  مشاوره،  هوش هیجانی،  منابع انسانی،  مهدی شهبازی، 
برچسب ها: دلبستگی و وفاداری کارکنان به کار و سازمان، وفاداری کارکنان به کار و سازمان، وفاداری کارکنان، وفاداری کردن کارکنان، دلبستگی و وفاداری پرسنل به کار و سازمان،  

تاریخ : پنجشنبه 26 شهریور 1394 | 07:37 ب.ظ | نویسنده : مهدی شهبازی | نظرات
ﺳﻮﺋﺪﯼ ﻫﺎ از ﺍﯾﻦ ضرب المثل برای کسی استفاده میکنند که ﺧﯿﻠﯽ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﺎﺷﺪ.

داستان جالب این ضرب المثل ازین قراره که:

ضرب المثل سوئدی فروختن ماسک ضد گاز به گوزن

ﺭﻭﺯﯼ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﻮﺩ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ.
ﺑﻪ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﭘﺰﺷﮏ،ﻣﺴﻮﺍﮎ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩ،ﺑﻪ ﻧﺎﻧﻮﺍ ﻧﺎﻥ ﻭ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺑﺎﻏﺪﺍﺭ ﺳﯿﺐ، ﯾﮏ ﮐﯿﺴﻪ ﺳﯿﺐ!
ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ:
ﻭﻗﺘﯽ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﮔﻮﺯﻥ، ﻣﺎﺳﮏ ﺿﺪ ﮔﺎﺯ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ!

ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺷﻨﯿﺪ ﺭﻓﺖ ﺷﻤﺎﻝ ﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﮔﻮﺯﻥ ﺗﻮﯾﺶ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .

ﺑﻪ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮔﻮﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮔﻔﺖ:
ﺳﻼﻡ .ﺷﻤﺎ ﺣﺘﻤﺎً ﯾﮏ ﻣﺎﺳﮏ ﺿﺪ ﮔﺎﺯ ﻻﺯﻡ ﺩﺍﺭﯾﺪ .

ﮔﻮﺯﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯽ؟ ﻫﻮﺍﯼ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮐﻪ ﺗﻤﯿﺰ ﺍﺳﺖ .

ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ :
ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ، ﻫﻤﻪ ﻣﺎﺳﮏ ﺿﺪ ﮔﺎﺯ ﻻﺯﻡ ﺩﺍﺭﻧﺪ 
.
ﮔﻮﺯﻥ ﮔﻔﺖ :
ﻣﺘﺄﺳﻔﻢ .ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﯾﮑﯽ، ﻣﺎﺳﮏ ﺿﺪﮔﺎﺯ ﻻﺯﻡ ﻧﺪﺍﺭﻡ .

ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ :
ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﯾﺪ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﮐﻪ ﻣﺎﺳﮏ ﺿﺪ ﮔﺎﺯ ﻻﺯﻡ ﺩﺍﺭﯾﺪ.

ﮐﻤﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ،ﻭﺳﻂ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﮔﻮﺯﻥ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ.

ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﮔﻔﺘﻨﺪ:
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺷﺪﯼ؟

ﮔﻔﺖ :
ﻧﻪ .ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﮔﻮﺯﻥ، ﻣﺎﺳﮏ ﺿﺪﮔﺎﺯ ﺑﻔﺮﻭﺷﻢ .

ﻭﻗﺘﯽ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮔﺎﺯﻫﺎﯼ ﺳﻤﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺩﮐﺸﻬﺎﯼ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﻓﺖ ﮐﻪ ﮔﻮﺯﻥ ﺁﻣﺪ ﭘﯿﺶ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺍﻻﻥ ﯾﮏ ﻣﺎﺳﮏ ﺿﺪ ﮔﺎﺯ ﻻﺯﻡ ﺩﺍﺭﻡ .

ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ :
ﺣﺪﺱ ﻣﯿﺰﺩﻡ . ﻭ ﻓﻮﺭﺍ ﯾﮏ ﻣﺎﺳﮏ ﺿﺪ ﮔﺎﺯ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻭﺧﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﮔﻔﺖ :
ﺟﻨﺴﺶ ﻋﺎﻟﯿﺴﺖ .

ﮔﻮﺯﻥ ﮔﻔﺖ :
ﮔﻮﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﻢ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺑﺎﺯﻡ ﺩﺍﺭﯼ؟

ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ :
ﺷﺎﻧﺲ ﺁﻭﺭﺩﯾﺪ . ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﺎﺳﮏ ﺩﺍﺭﻡ .

ﮔﻮﺯﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺗﻮﯼ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﭼﯽ ﻣﯿﺴﺎﺯﯼ؟

ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ :
ﻣﺎﺳﮏ ﺿﺪ ﮔﺎﺯ .

‏( ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ: ﮐﺎﺭﻭﺍﻥ ﺗﻪ ﮐﻮﺯﻩ ﺷﯿﺮ ‏)
ﺍﺛﺮ : ﻓﺮﺍﻧﺘﺲ ﻫﻮﻟﺮ



طبقه بندی: کارت ویزیت،  سازماندهی،  موفقیت،  مشاوره،  بیکاری،  هوش هیجانی،  آموزش کسب و کار الکترونیکی،  کسب و کار الکترونیکی،  تبلیغات،  ّبازاریابی و فروش،  مدیریت ارتباط با مشتری،  R&D،  منابع انسانی،  مدیریت و رهبری،  برندینگ،  ایمان حیدری،  مهدی شهبازی، 
برچسب ها: ضرب المثل سوئدی، فروش، فروختن ماسک ضد گاز به گوزن، فروشنده،  

تاریخ : چهارشنبه 25 شهریور 1394 | 06:15 ب.ظ | نویسنده : ایمان حیدری | نظرات
نمونه ای از کاربرد هوش هیجانی در حل بحران


نمونه ای از هوش هیجانی



سه پسر 12 ساله برای شرکت در کلاس ورزش به سوی زمین فوتبال می روند. دو پسر درشت اندام در حال مسخره کردن یکی از آن سه نفر که کمی چاقتر است، پشت سر او راه می روند.
یکی از پسرها با صدایی تمسخر آمیز و تحقیر آمیز رو به پسر چاق می گوید: "پس تو هم می خواهی فوتبال بازی کنی؟"


با توجه به روحیه بچه ها در این سن و سال، معمولا در چنین لحظه ای براحتی کار به دعوا و نزاع می کشد.
پسر چاق یک لحظه چشمها را می بندد و گویی خود را برای رویارویی آماده می کند، نفس عمیقی می کشد و به طرف دو پسر پشت سرش برمیگردد و با صدایی آرام و جدی می گوید: "بله می خواهم بازی کنم، ولی چندان پیشرفتی ندارم."
بعد از مکثی کوتاه ادامه می دهد: "اما توی هنر عالی هستم، هر چه بخواهی می توانم براحتی طراحی کنم . . ."


و بعد خطاب به همان پسر می گوید: "ولی تو واقعا خوب فوتبال بازی می کنی! من هم دوست دارم یک روز مثل تو بازی کنم. شاید اگر به تلاشم ادامه دهم، بازی ام کمی بهتر شود."
در این هنگام، پسر دوم که تمسخر خود را بی جواب می بیند، با لحنی دوستانه می گوید: "راستش، چندان هم بد بازی نمی کنی. شاید بتوانم کمکت کنم تا بازی ات بهتر شود."


این گفتگو نمایشی ماهرانه از هوش اجتماعی را نشان می دهد. برخوردی که می توانست براحتی به نزاع ختم شود، اکنون به یک دوستی بدل شد! پسر چاق نه با روش هیجانی مخصوص بچه های خردسال، بلکه با روشی حساب شده و مدبرانه در کشمکش پنهان مغزها توانست از پس موقعیت بحرانی برآید.
وی با حفظ آرامش در برابر وسوسه طرف مقابل برای کشاندن او به سوی خشم مقاومت کرد و در عوض توانست حالت هیجانی او را به سمت روحیه آرام و دوستانه جلب کند. تغییر شرایط مشترک روحی دو پسر از حالت خصمانه به دوستانه نمودی عالی از نرمش عصبی و هوش فوق العاده در روابط اجتماعی است.


"هوش اجتماعی"، دانیل گلمن، ترجمه حمیدرضا بلوچ




طبقه بندی: هوش هیجانی،  آموزش کسب و کار الکترونیکی،  کسب و کار الکترونیکی،  ّبازاریابی و فروش،  منابع انسانی،  مهدی شهبازی، 
برچسب ها: هوش هیجانی، نمونه ای از کاربرد هوش هیجانی در حل بحران، مدیریت، منابع انسانی،  

تاریخ : چهارشنبه 11 شهریور 1394 | 09:44 ب.ظ | نویسنده : مهدی شهبازی | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • مدیریت کسب و کار الکترونیک